تبليغاتX
موسیقی شرق
درباره آوازهای سرزمین مادریم
امروز میخوام چند تا از دوبیتی های نابی که در فرهنگ بومی تربت جام در مورد ساز دوتار وجود داره رو بهتون معرفی کنم. . امیدوارم با مطالعه آنها بیشتر با فرهنگ اصیل تربت شیخ احمد جام آشنا بشین

 از اونجا که با لهجه محلی خونده می شن براتون برگردانش را هم نوشتم.  

                                      **********

به دس دوتار دارم جان دلبر

دل خونبار دارم جان دلبر

همه می گن چرا رنگ تو زرده؟!

که غم بسیار دارم جان دلبر

Be das dutar darom jane delbar

Dele xoonbar darom jane delbar

Hama migan cera range to zarda

Ke qam besyar darom jane delbar 

دوتار بم دست مه صدا  نمی ده

دنیا مر به مین خو جان نمی ده

هزاران دوست خاطر خواه دشتم

یکی خود خور نشان با مال نمی ده

Dutar bam daste me sada nemida

Denya mar be min xo ja nemida

Hezaran dooste xaterxahe destom

Yeki xodor nesan ba ma nemida

دوتار بم دست مه صدا  نمی ده

دلبر جان دست خور با ما نمی ده

دلبر جان دست نا محرم گیریفته

زمین و آسمان مر جا نمی ده

Dutar bam daste me sada nemida

Delbar jan daste  xor ba ma nemida

Delbar jan daste   namahram girifta

Zemin o asman  mar ja nemida

به بر کن پیرهن گلنار خود  را

نظر کن عاشقای زار خود را

ازو موهای سیاه تاری به من ده

ببندم پرده های دوتار خود را

Be bar kon pirhane golnare xod ra

Nezar kon aseqaye zare xod ra

Ezu moohay siya tari ba man de

Bebandom pardehay  dotare xod  ra

دوتار ۹ پرده و ۲ گوش داره

غمای دلبر مرا بیهوش داره

همی را بد نگو بیچاره عاشق

مثال چیشمه ای که جوش داره

Dutar 9 parda vo 2 gus dara

Qamay delbar mara  bihus darad

Hami ra bad nagu bicara aseq

Mesale chismeyi ke joos dara

که بیت خندن به پای دوتار خوبه

که شیشتن رو به روی یار خوبه

ماو لیلای ما دستا به گردن

پیچیدن همچنان مار خوبه

Ke bet xondan be pay dutar xubas

Ke sistan rube ruye yar xubas

Ma vo  leylaye ma dasta ba garden

Picidan hamcenane mar xuba

غم عشقم اول از یار پرسِن

دوم از دیده ی خونبار پرسِن

سوم از محنت و رنج و غم مه

چارم از پرده های دوتار پرسِن

Qame esqam aval az yar porsen

Dovom az dideye xunbar porsen

Sevom az mehnato ranj o qame me

Carom az pardehay dotar porsen

  دل مه پرده ی دوتار خوا شد

به هر کنج دلم بازار خوا شد

به هر بازار یگ سوداگر بود

به هر سودا گر گفتار خوا شد

Dele me pardeye  dutar xa sod

Be har konje delom bazaar xa sod

Be har bazaar yag sowdagare bud

Ba har sowdagare goftar xa sod

گهی نی و گهی دوتار وردار

ازو لبهای شیرین گفتار وردار

خودت گفتی قلندر می شوم مه

قلندر می شوی چلتار وردار

Gehi  ney o gehi dutar vardar

Ezu labhay sirin goftar vardar

Xodet gofti qalandar misavom me

qalandar misavi celtar vardar

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 17:11  توسط عبدالغفور محمد زاده  | 

 

اگر در بین ایل باغشی ها و اوزانها زیاد شوند سعادت به ایل روی آورده است

تربت جام شهر آیین ها و نغمه های کهن است.موسیقی این منطقه ریشه در آیینهای مختلفی دارد که در سرتاسر تاریخ متبلورند. آیینهای مذهبی با آوازهای خاص خود ، آیینهای سوروعزا و ... همه در این منطقه با موسیقی همراه است.اهمیت وار زش موسیقی دیار شیخ احمد جام بر اهل تحقیق و پژوهش و مردان موسیقی پوشیده نیست. هنرمندان نام آوری چون استاد حاج نورمحمد درپور ، غلامعلی پورعطایی ، عبدالله سرور احمدی و دیگران نامهایی آشنا برای اهل فرهنگ هستند. نکته جالبی که در این میان وجود دارد اینکه اگر چه تربت جام با صدا و آواز این عزیزان شناخته می شوند ولی قومی دیگر نیز در این منطقه ساکن اند که موسیقی خاص خود را دارند. ترکمن های سالور تیره ای از قوم ترکمن هستند که در این منطقه زندگی میکنند . این مردم فرهنگ خاص و موسیقی مخصوص خود را دارند. موسیقی ترکمنهای سالور یکی از انواع متنوع سبک موسیقی ترکمن در ایران است .در این بین اساتید بزرگی نیز به حفظ و اشاعه موسیقی ترکمن در تربت جام پرداخته اند که از مشهور ترین آنها میتوان به استادبخشی « خان مراد مرادلی » اشاره کرد. آنچه می خوانید گفتگویی صمیمانه با استاد مرادلی است که به معرفی فرهنگ و موسیقی ترکمن می پردازد.

گفتگویی که با یکی از مردان موسیقی ترکمن در تربت جام انجام داده ام را ببینید.

 

استاد خودتان را برای ما و خوانندگان مان معرفی کنید:

من خانمراد مرادلی متولد ۱۳۳۱ روستای رحمت آباد از توابع تربت جام و ساکن شهر شیخ الاسلام احمد جام « تربت جام » هستم.

 

استاد در چه زمینه هنری فعالیت می کنید؟

از کودکی به نقاشی و مجسمه سازی علاقمند بودم و نواختن وساختن دوتار را از ۲۰ سالگی شروع کردم.

 

استاد لطفا اطلاعاتی در مورد قوم ترکمن و ترکمنهای ساکن در تربت جام برای خوانندگان ما بدهید.

ازاین قـــوم در دایره المـــعارف چیـــنی قرن هشــــتم میلادی تحت عنـــوان Tokomong و در قدیمی ترین متن های اسلامی در قرن چهارم هجری قمری تحت عنوان ترکمن نام برده شده است. ولی ترکمن های ایران به 4 طایفه ی عمده شامل تکه، یموت، گوگلان و سالور تقسیم می شوند. از لحاظ پراکندگی جغرافیایی گوگلانها، یموتها و تکه ها اکثراً در ترکمن صحرا و سالورها در خراسان و شهرستان تربت جام سکونت دارند.

 

در مورد موسیقی ترکمن های تربت جام برایمان بگویید و اینکه موسیقی این ها چه تفاوتی با ترکمن های شمال خراسان و استان گلستان دارد؟

به طور کلی موسیقی ترکمن دارای ۵ مکتب اصلی است که عبارتند از:۱- سبک یموت گوگلان ۲- سبک سالور ساریق ۳- سبک آخال تکه ۴- سبک چو دور ۵- سبک دامانا.در هریک از سبکهای مذکور نوع استفاده از صدا و چرخش صدا در گلو و حنجره متفاوت است و از طرف دیگر آهنگ آواز بایستی طوری اجرا شود که در چارچوب همان سبک باشد. نحوه استفاده از عناصر تزیینی آواز نظــیر « جـــوققـــولـــدی» و« هوییولدی» نیز در هر یک از سبکهای مذکور متفاوت است. مثلاً در سبک سالیر ساریق آواز با صدای بسته که دارای چرخش ها و لرزشها ی ظریفی است اجرا میشود. در حالیکه در سبک یموت گوگلان صدا از حنجره و با فشار ادا میشود. موسیقی ترکمن در چهار دستگاه مخمس، تشنید( تجنیس)، نوایی و قیریق لار اجرا میشود. به نظر میرسد موسیقی ترکمن تشابهات زیادی با موسیقی شمال خراسان در دستگاه تشنید ( تجنیس ) داشته باشد.

 

استاد سازهای رایج در بین ترکمن های تربت جام چیست؟

سازهای موسیقی ترکمن دوتار و ( قئجاق)کمانچه است. ترکمنها در کنار این دو سازاز نی در شکلهای مختلف آن « دیل تویدوک» ، «قوشا تویدوک»، « قارقاتویدوک» استفاده می کنند . علاوه بر آن استفاده از زنبورک (قوپوز) نیز در بین زنان رایج است. عمدتاً در سبک سالیر ساریق استفاده از کمانچه رایج نیست. در بین ترکمنهای تربت جام نیز آواز فقط با استفاده از دوتار به تنهایی استفاده میشود . البته دوتار را به واسطه ی اینکه بیشتر کاسه ی آن از چوب درخت توت ساخته می شود توت تار و به جهت آن که چوب را برای خشک شدن در تنور می گذارند تامدیره ( تامدیر= تنور)میگویند. ولی به اعتبار داشتن سیم دوتارمی گویند.

 

از مقامهای ترکمن در منطقه خود ( تربت جام ) بگویید.

البته ما به مقام در موسیقی ترکمنهای تربت جام اصطلاحاً « ساز» میگوییم که منظورمان همان مقام است. مقامهای ترکمنی عموماً در پی رویداد حادثه ای که روح نوازنده را متأثر نموده ساخته شده است. این حوادث عموماً داستانهای لیریک و یا حوادث تاریخی است. مثلاً «گوگ تپه» مقام ، مقامی است که توسط سازنده ی آن درباره ی قهرمانیهای مردم«گوگ تپه» هنگام گرفتار آمدن آنان در در قلعه ای به همین نام و قتل عام آنان توسط سپاه روسیه ی تزاری در سال ۱۸۸۱میلادی ساخته شده است. یا مقام « حاجی قولاق» سرگذشت باخشی جوانی است که یکی از حکام وقت او را به کاخ خود فرا می خواند و از او می خواهد تا آهنگ خوابی را که شب قبل دیده برایش بنوازد . باخشی جوان که نمیدانسته حاکم چه خوابی دیده چندین شبانه روز مقامهای متفاوتی را می نوازد اما چون سرانجام موفق نمی شود تا آهنگ خواب حاکم ظالم را بنوازد مورد خشم او قرار میگیرد و حاکم دستور میدهد تا انگشتانی که با آن ساز مینواخته را قطع کنند. موسیقی ترکمن مشحون از اینگونه روایتها است. . میتوان گفت این موسیقی راوی بخش عظیمی از تاریخ شفاهی ترکمنهاست.

 

استاد اصولاً موسیقی هر منطقه ای دارای یک شخصیت خاص خود است . برخی اندرزی ، برخی عرفانی و بعضی دیگر نیز شرح دلاوریها و جنگهای یک قوم است. برای ما بگویید که موسیقی ترکمن دارای چه نوع شخصیتی است؟

موسیقی ترکمن بازگو کننده ی باورها ، آداب و سنن و فرهنگ و تاریخ کهن این قوم است. مقامها از غم و شادی ها مایه گرفته و منعکس کننده ی شرایط اجتماعی روزگار خود میباشد. موسیقی ترکمن آکنده از مفاهیمی همچون عشق، دلاوری و حماسه و برادری است. در این مورد اسپنسکی ، پژوهشگر روسی ، میگوید : خاور زمین را گشتم و همه ی سازهای آنان را گوش دادم .در بررسیهایم به این نتیجه رسیدم که دلنشین ترین سازها در بین ملت ها دوتار ترکمنی است.

 

استاد از بخشی گفتید ، بخشی کیست و چه جایگاهی در موسیقی ترکمن دارد؟

در بین ترکمنها ضرب المثلی رایج است با این مضمون : هایسی ایله دولت گِلسه،باغشی بیلن اوزان گِلِر

یعنی که اگر در بین ایل باغشی ها و اوزانها زیاد شوند سعادت به ایل روی آورده است. اوزانها زبان گویا و روایتگر درد و رنج مردم خود بودند. اوزانها در شأن قهرمانان ایل حماسه ها می سرودند و در میان مردم ایل از احترام بالایی برخوردار بودند. نامــــدارترین اوزان در فرهنـــگ ترکی پس از اســـلام شخصــیتی به نــــام « غورقوت آتا » یا »دأده غورقوت » است. اما باخشی یا باغشی تعابیر متفاوتی دارد . اسپنسکی معتقد است در ایام « اویغورها » به کسی که می توانسته خط اویـــغوری را بخــواند بخشی می گفتند و یا در زبان چینی کلمه باخــــشی از لفـــظ « پاکشی» به معنای اوستاد و کسی بوده که حالات شَمَن ها را به خود می گرفته است. همچنین در متون بودایی اویغوری باغشی به مفهوم روحانی بودایی استفاده می شده است. ولی در حال حاضر باغشی در میان ترکمن ها به خوانندگان ترانه های قومی اطلاق می شودکه نسل بعدی اوزان ها هستند.

 

استاد آیا وقتی دلتنگ هستید نیز از دوتار استمداد می جویید؟

حتماً . چنانکه گفتم دوتار یار همیشه همراه و با وفا ، دوست و مونس و سنگ صبور باخشی است. اضافه بر این ما موسیقی درمانی هم داریم . به عنوان مثال مقام « قرمزی » یکی از مقامهایی است که برای شفای مریضان استفاده می شود. یکی از راههای مداوای سرخک در بین ترکمن ها همین موسیقی درمانی .

 

ازآداب و رسوم ترکمن ها بگویید واینکه دوتار چه نقشی دراین مراسم دارد؟ و آیا زندگی ماشینی الان باعث فراموشی دوتار شما نگردیده است ؟

دوتار با زندگی ترکمن عجین شده است. در همه ی مراسم آیینی ما دوتار حضور دارد . ما حتی در عروسی های مان از دوتارنوازان و باخشی های بزرگ ترکمن از ترکمن صحرا و گلستان د عوت می کنیم. . گاهی مهمانهای هنرمند ما از ترکمنستان به تربت جام می آیند. مراسم عروسی ترکمن ها یکی از بسترهای حضور موسیقی ترکمن است که به اعتبار مجلس نیز می افزاید.

 

شعرهایی که خواندگرهای ترکمن می خوانند معمولاً از چه شاعرانی هستند؟

موسیقی ترکمن با شعر شاعرانی مثل مختومقلی، دولت محمد آزادی ، ملا نفس و ... شناخته می شود.

 

از فعالیتها و برنامه های خودتان در جهت اشاعه موسیقی ترکمن بگویید.

هنگامی که در اوان جوانی بودم دوتار نوازی و سپس دوتار سازی را شروع کردم دوتار ترکمنی در تربت جام وجود نداشت لذا دوتار هایی که می ساختم را به طور رایگان به شاگردانم هدیه می دادم. آنان نیز دوتار را آموختند و دوتار نوازی و خوانندگی بین ترکمنهای تربت جام متداول کردید. اکنون نیز تعداد شاگردانم به ۱۲نفر رسیده که امیدوارم هر یک به نوبه ی خود در زندگی حرفه ای شان موفق باشند.

 

به عنوان سخن آخر اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید.

از اینکه بعد از سالها کار هنری یکی از هنرمندان و پژوهشگران خراسانی بنده را مورد محبت قرارداده و سعی در معرفی موسیقی ترکمنهای دیار تربت جام دارد بسیار خوشحالم و از ایشان کمال تشکر را دارم. برای خوانندگان این گفتگو نیز آرزوی توفیق روز افزون دارم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 16:59  توسط عبدالغفور محمد زاده  | 

 

اين پست يكي از گفت و گوهاي من  با استاد حاجي نور محمد درپور است كه براي تان مي گذارم.

 

حاجي در ابتدا لطفاخودتان را براي خوانندگان ما معرفي کنيد :

نورمحمد درپور متولد ۱۳۱۱ در سرخ سرا از توابع باخرز تايباد و ساکن يادگار از توابع تربت جام هستم. قريب به پنجاه ، شصت سال است که آواز مي خوانم.

 

شما اصولا ًچه نوع موسيقي وآوازي را  مي پسنديد ؟

ما خواننده  دو جور داريم .  حقيقي ای  داريم و مجازي ای . خواننده ي حقيقي هر چه رسيد

را نمي خواند  يک  خواننده   خوب بايد اول بسته به خدا باشد.  قلب و  روح و سر و خفي و اخفا ( پنج لطايف ذکر الله ) را داشته باشد. سخن معرفه الله که از دهانش بيرون شد سخن ديگري نبايد از آن دهان بيرون شود . سخني بايد باشد که به شريعت لطمه نزند.

 

آيا شما به عنوان خواننده عرفان گو انواع ديگر موسيقي را هم مي خوانيد؟

تا انواع ديگر موسيقي چه باشد . از آنجاييکه خواننده هاي عرفان فقط منقبت خواني مي کنند  به هيچ وجه به اجراي مقامهاي تغزلي و پادايرگي روي نمي آورند.يعني مرز اين موسيقي مشخص است و عدول از آن به هيچ وجه جايز نيست.

 

استاد شما در خواندن مسائل بسيار زيادي را رعايت مي کنيد. وقتي في المثل به نام مبارک  حضرت رسول (ص) بر ميخوريد حالاتي به شما دست مي دهد که در کمتر کسي مشاهده ميشود.لطفا چگونگی بروز اين حالات را توضيح دهيد .

 

تا عاشق به معشوق نرسد جوش نمي کند . وقتي عاشق و معشوق با هم رخ به رخ مي شود. سوزش دل خواننده ( عاشق ) غليان ميکند.

چو با منی در يمنی پيش منی

چو بی منی پيش منی در يمنی

 

ويژگي هاي آوازهای طريقتي چيست ؟

موسيقي ما ۴۲ سبق دارد  که هرکدام از آنها نيز احوالاتي دارد. به شرط آنکه شرايط مکان و زمان فراهم باشد . موسيقي عرفاني موسيقي فناء في الشيخ، فناء في الرسول و فناء  في الله است . اين تعاريف براي نا اهلان و اغيار نا مفهو م است.

ادبگاه طريقت را کجا پي مي برد زاهد  

مگر بسته کند برخويش آثار محبت را

 

کداميک از مقامهاي موسيقي در آيين ذکر اجرا ميشود  ؟              

مقامهايي مثل صمدا ، کريما ، اندر صباح مردان ، غزل ۱۲ امام ، داستان پير خرقاني ، داستان کرامات حضرت غوث  و از این قبیل.

 

لطفا برخي از الفاظ ذکر را نام ببريد

بعضی از الفاظ ذکر عبارتند از « أََََنت الهادي أنت الحق » ،«ليس الهادي اِلاّ هو » ،«حسبي ربي جل الله ، ما في قلبي غير الله ، نور محمد صل الله ، لا اله اِلا الله » .

 

حاجي نور محمد درپور

 

 

اشعاري که در مراسم ذکر مي خوانيد از چه شاعراني هستند ؟

هم از شاعران منطقه اند و هم از شاعران کهن ، عارفانی مانند حاج قاضي جلال الدين فقهی سلجوقي ، ملا عبدالرئوف مجيدي ، شيخ احمد جامي ، مولاناعبدالرحمن جامي و ...    .

 

به عنوان سخن آخر  در برنامه خاصي هم به اجراي ذکر پرداخته ايد ؟

 در جشنواره  آيينه و آواز اجراي ذکر داشتيم و در جشنواره هاي ذکر و ذاکرين و موسيقي مقدس برلين ۲۰۰۲در آلمان همراه آقای محمّد رضا درویشی شرکت داشته ام .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 13:48  توسط عبدالغفور محمد زاده  | 

 

۱- زمستان۱۳۸۶ بعد از جشنواره موسیقی ترنم رحمت بود که قرار شد برای تحویل هدیه اش به علی آباد برویم .

مشهد هوا بارانی بود وما با پاترول اداره به راه افتادیم . مسیر مان قوچان و روستای علی آباد بود.

من یک بار دیگر هم به دیدنش رفته بودم . با استاد غلامعلی پورعطایی و تنی چند از دوستان  برای حضور در یک کلیپ از ایشان دعوت کردیم. آنروز هم دفعه دوم بودکه من این مرد بزرگ را می دیدم جاده فرعی که به سمت  درگزو سد تبارک  میرفت راه ما جداکردو ما را به روستای علی آباد می برد.

اینجا بود که بارش باران جایش را به برف داد.

وقتی به علی آباد رسیدیم به منزل علیرضا پسرش رفتیم . درحالیکه با دوربین هندی کم از این سفر فیلم یادگاری می گرفتم علیرضا در را باز کرد. با دیدن ما خوشحال شد و به شوخی به ما گفت توی این برف و بارن چه جای دوربین بازی است؟!

بالاخره وارد اتاقی شدیم که حاجی آنجا استراحت می کرد. یک اتاق ساده که در یک گوشه آن یک بخاری بود که اتاق را گرم می کرد. به محض ورود ما حاجی که دراز کشیده و استراحت می کرد بلند شد و در حالیکه با لبانی خندان و چهره ای بشاش از ما استقبال کرد از ما خواست تا در کنارش بنشینیم.

حميد حسینی مدیر واحد شعر و موسیقی را و مرا که با لباس محلی تربت جام به دیدنش رفته بودم  شناخت و سر صحبت را با ما باز کرد.

از قدیمها گفت . از رسم و رسومات گذشتگان . از برفی که در گذشته می بارید  و اینکه برفهای الان که برف نیست و  خیلی چیزهای دیگر.

ما نمی دانستیم که این آخرین بار است که این اسطوره موسیقی خراسان را می بینیم.

آخرین بار بود که برای ما دوتار زد و آواز خواند. نمی دانید وقتی پسرش علی رضا می زد و می خواند حاجی چقدر لذت می برد. این را از لبخند معنی دار روی لبانش به راحتی می توانستیم بفهمیم. 

حاج قربان سلیمانی عاشق بود.

 

2- استاد حاج قربان سليماني ، بخشي بزرگ شمال خراسان ، در سال    ۱۳۰۲روستاي علي آباد قوچان به دنبا آمد.

از آنجا که نوای دل انگیز  دوتار همواره در فضای خانه طنین انداز بود  حاج قربان نیز از سنین کودکی  به یادگیری دوتار پرداخت.  الفبای دوتار و آواز را نزدپدرش کربلايي رمضان آموخت.   بعد ها در محضر بزرگانی همچون «غلامحسين بخشي جعفرآبادی »، «حاج محمد بخشي قيـطاقي » و «عوض بخـشي» شاگردي کرد.

حاج قربان سلیمانی  به مقام بخشی گری رسیده بود. بخشی به کسی می گویند که خداوند موهبتی را به وی بخشیده و هدیه کرده است. بخشی علاوه بر خواندن و نواختن قادر به ساخت ساز و سرودن شعر و داستان هم است. لذا استاد سلیمانی  در جواني همراه پدرش به مجالس مي رفت و به داستان گویی و نقالی و آوازهای شمال خراسان میپرداخت. اما از سال  ۱۳۴۷به خاطر فتوای شیخ آن زمان روستا مجبور شد  موسيقي را رها کند. سال بیماری  ره آورد تلخ  این موضوع بود.

۱۷سال بعد دعوت دوباره مردم از بخشی روستا باعث شد تا از سال ۱۳۶۴ دوباره دوتار را به دست بگیرد.

اوج شهرت حاج قربان در سال ۱۹۹۶در جشنواره آوینیون فرانسه بود که همه را محو پنجه سحر آفرین و نوای روح انگیزش کرد و همان جا منقدان به وی لقب « گنجینه راستین ملی » اعطا كردند.

دریافت لوح زرین جشنواره موسیقی فجر طی سالهای ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰  نیز  از دیگر فعالیتهای  ایشان است. همچنین از سال ۷۱ تا۸۳ نیز  به عنوان  مشاور هیئت داوران در  بخش موسیقی مقامی این جشنواره حضور داشت.

استاد سلیمانی با صدا و سیما نیز همکاریهای تنگاتنگی داشت.  کسب مقام خوانندگی و آهنگســـازی برتر در جشنواره ترنم وحدت مرکز موسیقی و ســرود سازمان از این دسته است.

 

 حاج قربان

 

3- استاد حاج قربان سلیمانی اگر چه مهمان ثابت جشنواره های معتبر موسیقی داخلی و خارجی بود ولی هیچگاه موسیقی را ممر درآمد و و سیله امرار معاش قرار نداد و همواره فروتنانه و با وقار در حالیکه مانند بقیه همولایتی هایش به شغل کشاورزی مشغول بود زندگی می کرد.

او دو سیم دوتار  را به مثابه آدم و حوا می دانست و معتقد بود که دوتار هم مثل نوازنده  باید حس داشته باشدو هر کدام از این دو آماده نباشد  نواختن چندان چنگی به دل نمی زند.

بخشی پیر خراسان یکشنبه  سي دي ماه ۱۳۸۶ برای همیشه با دوتارش وداع کرد و با رفتنش بخش بزرگی از موسیقی خراسان را به زیر خاک برد.

پیکر مرحوم سلیمانی را در باغ شخصی خودش که به  عنوان قطعه هنرمندان قوچان وقف کرده بود به خاک سپردند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 9:55  توسط عبدالغفور محمد زاده  | 

 

شما هم حتماً با شعر نوایی آشنا یی دارید . معمولاً با شنیدن نوایی به یاد هنر مند معروف خراسان می افتیم. پورعطایی را می گویم . همو که به استاد نوایی مشهور است. گفتگویی صمیمانه با این هنرمند خراسانی انجام داده ایم که از نظرتان می گذرد:

 

استاد نام شما برای بسیاری از دوستداران موسیقی نامی آشناست با این وجود می خواهیم خودتان را برای خوانندگان  ما بیشتر معرفی کنید.

 

من غلامعلی پورعطایی فرزند غلامحیدر متولد ۱۳۲۶ محمود آباد علیا و ساکن تربت جام هستم .

 

استاد چه طور شد به خوانندگی ( و البته نوازندگی) روی آوردید و اینها را از چه کسانی آموختید؟

 

البته خوانندگی در خانواده ی ما  (طرف دایی ها و مادرم)  از قدیم بوده و حتی مادرم هم چیزهایی میخواند.ولی به طور حرفه ای خوانندگی را از اساتیدی مانند « ملاشهاب الدین شیرمحمدی » ، « ملا یاسین مریدار » ، « غلامعباس قصاب (رسولی )  و دوتار را ازکسانی مانند «ادهم شیخی» ،«منصور منصوری » ، « حاج غلامعلی میرزا احمدی »،«یوسف خان تیموری»  و«استاد ذوالفقار عسگریان» آموختم.

 

از موسیقی تربت جام برایمان بگویید.

 

خوانندگان و نوازندگان  ما همه ی درد هایشان و همه ی گفتنی هایشان را به وسیله ی خوانندگی و دوتارشان فریاد میزنند. موسیقی ما  موسیقی فریاد است. سرزمین جام سرزمینی است که  عرفایی چون « شیخ احمد جامی »، « قاسم انوار » ، « شیخ ابوذر بوزجانی »،«خواجه عزیز الله جامی» ،« نورالدین عبدالرحمن جامی »و ... از این دیار ظهور کرده اند و امروزه نیز همه ی سلاسل عرفان و طریقت در منطقه ی جام وجود دارد  ما در منطقه هم طریقت نقشبندیه داریم هم قادریه . هم چشتیه داریم و هم سهروردیه. اینچنین است که عرفان هم در موسیقی ما موج میزند.  

 

موسیقی نواحی ایران ریشه در فرهنگ عامه ی هر منطقه دارد . موسیقی تربت جام چه مقدار متأثر از فرهنگ محلی منطقه است؟

 

این موسیقی در زندگی روز مره ی مردم سر و کار داشته است.هرچند بر اثر بی توجهی ها الان کمرنگ و کمرنگ تر می شود. به عنوان مثال از پاشیدن بذر بر زمین ما شعر و موسیقی داریم تا درو گندم و ...   .

 

( اینجا این ا بیات را با آواز می خواند)

درو رفت و درو رفت و درو رفت                        

به سبزه ی نازنین گفتم مرد رفت

يا

گل من هم نشسته رو به خرمن                           

نمی دانم چه گله داره از من

 

از مراسم پخت نان ، پشم چینی گوسفندان ، قشلاق و ییلاق رفتن ( به اصطلاح به مَلّه رفتن ) از تولد تا مرگ هم موسیقی داریم که هر کدام آوازهای خاص خود را دارند.

موضوع دیگری که در موسیقی تربت جام بسیار اهمیت دارد بحث موسیقی مذهبی و آواها و نواهای دینی – مذهبی ماست. ما آوازهای توسل ، نعت خوانی ، منقبت خوانی و...  را داریم که هرکدام نیز شاخه های متعددی دارند.

 

موسیقی تربت جام از آن دسته موسیقی هاست که از جایگاه خوبی  در دنیای موسیقی کشور برخوردار است. علت این اقبال از نظر شما چیست؟

 

موسیقی ما همچنانکه گفتم برخاسته از دل تاریخ و آداب و رسوم گذشته است . حرف امروز و دیروز نیست. این موسیقی به همین دلیل عز و قربی داشته و خواهد داشت. 

 

شما اجراهای زیادی در دیگر شهرها ی ایران داشته ایید. آیا مخاطبان کلام و لهجه ی شما را به خوبی می فهمیدند؟

 

اگر هر کاری بکنیم « طینت اصلی نمی گردد بدل » . کل ما ایرانیان با زبان فارسی دری صحبت میکردیم . چون اصل و ریشه ی زبانی ما یکی است حتماً کلام مرا می فهمند. من مطمئنم می فهمند.

 

یکی از سبکهای آوازخوانی تربت جام منظومه خوانی است که در گذشته رونق فراوانی داشت ولی امروزه خوانندگانی که این نوع آوازها را می خوانند از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کنند. به نظر شما چرا خوانندگان جوان فقط به دوبیتی خوانی و غزلیات ( و نه منظومه ها ) روی آورده اند؟

 

بله ما در منظومه خوانی ۲-۳ نفری هستیم که هنوز این آوازها را می خوانیم ولی تنها کسی که ادهم خوانی ، فلک ناز خوانی ، مثنوی خوانی ، حیدر بیگ خوانی و...  می کند من هستم و اگر من روزی ازمیان بروم نمی دانم چه بر سر موسیقی تربت جام  خواهد آمد.

من بارها گفته ام که تا زنده هستم جوانان بیایند و اینها را از من یاد بگیرند.من این همه را با سختی و زحمت  با سفر از این ده به آن ده و از این روستا به آن روستا به دست آورده ام . الان که به صورت یک لقمه ی آماده در آمده است هیچکس نمی آید این لقمه را بردارد و بخورد. ( خنده ی تلخی بر لب دارد و می گوید: حتی زحمت خوردن را نیز به خود نمی دهند. ) من نمی گویم اینها مختص من است اینها میراث کهن ماست و به من نوعی تعلق ندارد. من حاضرم  اگر ارشاد  و صدا و سیما هم حمایت و جوانان هم کمی همت کنند در اختیار نسل جوان بگذارم . 

 

 غلامعلي پورعطايي

 

غمش در نهانخانه ی دل نشیند، استاد از نوایی بگویید .

 

ببینید شعر نوایی از طبیب اصفهانی بوده که عبدالرحمن جامی آن را تضمین کرده است. این موسیقی از گذشته نسل به نسل به ما رسیده . من نوایی را در  تاریخ ۸/۷/۱۳۴۴ برای اولین بار در تلویزیون  اجرا کردم . مگر من چند سال دارم که ادعا کنم نوایی را من ساخته ام !!! 

به برخی از هنرمندان هم که روی نوایی ادعای خوانندگی و آهنگ سازی دارند(!) نیز توصیه میکنم که دست از این ادعاهای پوچ و خنده دار( !) بردارند. 

 

شعرهایی که شما می خوانید از کیست؟

 

ما هم از قدما میخوانیم و هم از شاعران بومی مثل خلفه ملا سلطان ، عظیما ، خلفه شیخ مرتضی  ،  خلیفه پایند  و بیشتر از مولانا قاضی جلال الدین فقهی  سلجوقی و ملا دادعلی  اهل و ساکن جلگه ی موسی آباد تربت جام .

 

اگر بخواهید در موسیقی تربت جام از یک شخصیت قدردانی کنید از چه کسی تشکر می کنید؟

 

اگر ما بخواهیم از واقعیت سر نتابیم  و انصاف را رعایت کنیم  بایداز زحمات یک نفر قدردانی کنیم و آن شخص کسی نیست جز سرکار خانم فوزیه مجد ، مادر اتنوموزیکولوژی ایران . او بود که موسیقی تربت جام را به همه معرفی کرد.

 

به عنوان حرف آخر اگر ناگفته ای باقی مانده بفرمایید .

 

والله من دو مورد انتقاد دارم  یکی از همشهریهای خودم و دیگری از ارشاد.

از همشهریهای خودم این گله را دارم که به فرهنگ خود توجه چندانی ندارند. بروند ببینند کردها ، بلوچها و ... چگونه به لباس محلی خود ارزش قائل می شوند. حتی سرکار هم با لباس محلی می روند. نمایندگان مجلس با لباس محلی به مجلس می روند. معلمان و دانش آموزان با لباس محلی به مدرسه می روند. الان اگر جوانان این لباسها را بپوشند مورد ریشخند دیگران قرار می گیرند . بزرگان شهر باید کمر همت را ببندند. هنرمندان هم فقط در مناسبتها و اجراها این لباس را می پوشند. غیر از این ها هیچکس به این مهم وقعی نمی نهند.

انتقاد دوم من از ارشاد هست. احساس میکنم روابط بر ضوابط مستولی  شده است. این مشکل از مراتب بالا تا ارشاد شهرستانها  ادامه دارد . در ارشاد شهرستانها باند بازی ها انسان را هنرمند را کلافه می کند . یا  هوای خودشان را دارند یا نیمکت نشینها یشان را که حتی ممکن است 2 هفته مشغول باشند تا کلاه و مندیل شان را بپیچند.

صدا و سیما و ارشاد بیایند با هنرمندان متحد شوند و آثاری که ممکن است  با گذشت زمان به فراموشی سپرده شود (مانند همین سبکهای آوازی که اشاره کردم )را جمع آوری و روی سی دی یا کاست ضبط و پخش کنند .ما در گذشته مکتبهای آوازی داشتیم . مکتب امروز ما کجاست؟!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 9:35  توسط عبدالغفور محمد زاده  | 

 

خراسان به نسبت موقعيت خاص جغرافياي طبيعي و انساني و نيز تنوع قومي _ طا يفه اي مجموعه اي متنوع از فرهنگ ها و آداب و رسوم بوده و به تبع آن ادبيات شفاهي خاص خود را داراست .موسيقي خراسان نيز که در پيوند نا گسستني با فرهنگ بوده از اين  قاعده پيروي مي کند. 

 موسيقي خراسان با کارکردهاي مختلف بزمي، رزمي ، مذهبي و عرفاني در اين ميان ظهور کرده است. آواز گران خراسان د ر جاي جاي  اين استان به اجراي آداب خــاص  طريقت مي پردازند.

شناخت موسيقي عرفاني خراسان مستلزم شناخت دقيق و موشکافانه  اين موسيقي و ارتباط تنگاتنگ با اهل حق و خوانندگان عرفان گوي منطقه است.

در جنوب و شرق خراسان موسيقي عرفاني در حلقه هاي ذکر اجرا ميشود دراين مقاله سعي بر معرفي آداب ذکروموسيقي عرفاني است . به همين بهانه گفتگويي با استاد حاج

نورمحمد درپور، خواننده  عرفان گوي خراسان ، انجام داده اييم که از نظرتان ميگذرد:

 

بخش اول : معرفی حلقه های ذکر

موسيقي ذکر شامل الفاظ ذکر است که با آداب خاصي اجرا مي شوددر ايران دو طريقه «قادريه » و « نقشبنديه» رواج بيشتري دارد.  حیطه  جغرافياي طريقت قادريه در کردستان و طريقه نقشبنديه در خراسان در مناطق تربت جام ،تايباد و خواف است.

موسس سلسله  نقشبنديه بهاء ا لدين نقشبندبوده و تا کنون بزگان زيادي سرسلسله بوده اند . مجدد الف ثاني (شيخ احمد سرهندي)، خواجه باباي سماسي ، بايزيد بسطامي ، شيخ احمد خرقاني ، يعقوب چرخي ، حسن تنتابي ، عبدالرحمن نقشبندي ، شاه غوث محمد، مير معصوم جان ، قيوم ولي ، شمس الحق مجددي ، محمد مظهر مجددي  برخي ازاين عرفا هستند. از حيث الفاظ ذکرنقشبنديه ذکر خفي ( خفيه ) دارد که با صداي آرام و در حال نشسته انجام مي شود و قادريه ذکر جلي دارد که با صداي بلند ودر ذکر جلي مرحله  اول نشسته و در مرحله  دوم ايستاده اجرا مي شود. از آنجا که در اين جمع همه گرد و دايره وار مي نشينند. اين نشستن را  حلقه زدن می نامند.

بزرگ حلقه را  نيزخليفه مي گويند.  در ابتدا پير يا خليفه به ايراد سخن مي پردازد اين سخنها بيشتر پيرامون وجوه مختلفه ي شريعت است به دنبال اين سخنها ذکر و غزلخواني،  مناجات، مدح امامان و داستانهايي درباره ي مشايخ و بزرگان دين اجرا مي شود.

معمولا وقتي مريدي در حال سکر باشد دست به انجام کارهاي خارق العاده اي مي زند که  البته قبل از انجام آن بايد از خليفه اجازه بگيرند.انجام اين کارها هميشگي نبوده و به اجازه خليفه و ميزان شور و وجد و شوق درويشان بستگي دارد.

همچنانکه خوانديد آيين ذکر خواني در مناطق ديگر ايران با صورت هاي مختلف اجرا مي شود. از آن جمله اند: موسيقي گواتي بلوچستان ، مراسم مالِد بلوچستان ، پُر خواني (ترکمن صحرا ) که در برخي از آنان مراسم شفاي بيماران و مداواي امراض روحي اجرا مي شود.

ازبين سازهاي موسيقي دوتار در خراسان و دف و طاس در کردستان جواز حضور در حلقه را دارند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 9:41  توسط عبدالغفور محمد زاده  | 

 

استاد ذوالفقار عسکري پور معروف به عسکريان دوتار نواز مشهور خراسان متولد ۱۳۱۱ است. از سن ۷ سالگي به ياد گيري دوتار نزد پدر پرداخت.

ذوالفقار به واسطه زندگي سياري که داشت توانست مجموعه ارزشمندي از موسيقي سراسر خراسان ( شمال تا جنوب) را بياموزد و اجرا کند و همين ويژگي او را از تمام نوازندگان خراسان متمايز ميکند.

استاد ذوالفـقار در جشنواره هاي مختلف موسيقي در داخل و خارج کشور شرکت کرد که ماحصل آنها کسب ديپلم افتخار سومين ، چهارمين ، پنجمين ، و هفتمين جشنواره موسيقي فجرواجرای برنامه در کشورهاي ايتاليا ، فرانسه ، سوييس ، هلند ، بلژيک  و ... است.

تکنيک هاي خاصي که عسکريان در دوتار نوازي دارد ، موجب شده تا نامش به عنوان يک نوازنده مبـدع و صاحب سبک  شناخته شود.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 13:4  توسط عبدالغفور محمد زاده  |